
حمیدرضا دانش کاظمی، کارشناس ارشد بازار سرمایه
رئیسجمهوری اعلام کردند در صورت خروج حتی یک کشور از برجام، ایران نیز از این توافقنامه خارج خواهد شد. اگرچه این اتفاق در بلندمدت به نفع بازار نخواهد بود، ولی اقدامات آمریکا به خصوص موضوع ارزیابیهای سه ماهه، آسیب بیشتری به فعالان بازار سرمایه وارد میکند؛ در حالی که اگر تکلیف آن برای همیشه روشن شود شاید بازار متکی به تحلیل های بنیادی شده و این تحلیل ها از اعتبار بیشتری برخوردار شوند.
باید در نظر داشته باشیم در سال هایی که ایران دچار تحریم های جدی بوده است، اتفاقات و به خصوص افزایش قیمت ارز کاملا منشا اقتصادی داشته اند. در آن سال ها میزان خروج ارز از کشور بیش از میزان ورود آن بوده، به همین دلیل پتانسیل افزایش نرخ ارز وجود داشته است؛ چرا که میزان فروش نفت ایران به مقدار زیادی نبوده و از این جهت افزایش نرخ ارز توجیه اقتصادی داشته است. اما افزایش نرخ ارز در دوره اخیر که درصد آن کمتر از دوره احمدینژاد بوده است، توجیه اقتصادی نداشته است. به عبارتی ما در این دوره توانستهایم با فروش نفت ارز به دست آوریم و این موضوع بنیه اقتصادی کشور را تقویت کرده است. حال اگر به هر دلیلی این تحریمها مجددا بازگردد، کلیت اقتصاد کشور در درازمدت به دلیل تنگناهای ارزی آسیب خواهد دید، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است آسیب ها کمتر باشد.
اگرچه رفتار دولتها در اقتصاد ایران نشان داده است در چنین مواقعی از اقتصاد دستوری و نرخ ارز دستوری استفاده کرده و بعضا به صورت دستوری با تعیین قیمت کالاها در بورس کالا و برای شرکت های صادراتی عملا دولت ارز این شرکت ها را از آن ها میگیرد. به این ترتیب بسیاری از شرکتهای حاضر در بازار سرمایه از این موضوع آسیب خواهند دید. بنابراین در بلندمدت شاخص های بازار سرمایه نیز آسیب میبینند. قطعا در چنین شرایطی ایجاد ابزارهای کنترلی در بازار ارز سبب ایجاد رانت، بازارهای زیرزمینی و به طورکلی سبب آسیب بیشتر به اقتصاد میشود و شرکت های تولیدی نیز در این شرایط دچار زیان میشوند.
اما استفاده از ابزارهای کنترلی در بازار سرمایه در این شرایط به کار نخواهد آمد، چراکه این ابزارها معمولا به صورت ورود نقدینگی و حمایت از قیمت سهام یا کاهش دامنه نوسان خواهند بود که کاهش دامنه نوسان معمولا انباشتی از نزول را در خود نگه داشته و در بلندمدت بازار را دچار فرسایش میکند. همچنین برای ورود پول به این بازار جهت حمایت از قیمت سهم ها نیز نه به آن اندازه پول وجود دارد و نه اقدام منطقی خواهد بود. چرا که قطعا خریداران زیان خواهند کرد. حال اگر این پول از طرف دولت تزریق شود نیز به معنی ایجاد زیان برای بیتالمال خواهد بود. بنابراین ایجاد ابزارهای کنترلی در بازار سرمایه در چنین شرایطی اقدام مناسبی نخواهد بود، چرا که ریسک باید در همه بازارها باشد؛ همانطور که نرخ محصولات باید آزاد باشد، قیمت ها در بازار سهام نیز باید آزاد باشند. به عبارتی صعود و سقوط، جزئی از بازار سرمایه است. همانطور که در شرایط صعود نباید با قیمتگذاری دستوری کالاها جلوی صعود را بگیریم، در شرایط بحرانی نیز نباید جلوی سقوط گرفته شود.
به جای ایجاد ابزارهای کنترلی باید در فرهنگسازی و آگاهسازی فعالان بازار گام برداریم؛ تا در فضای مهآلود اقدام به فروش گسترده و بدون حساب و کتاب سهام خود نکنند.






دیدگاهتان را بنویسید